ترجمه "pui" به فارسی
جوجه, مرغ, توله بهترین ترجمه های "pui" به فارسی هستند.
pui
noun
Noun
verb
masculine
دستور زبان
-
جوجه
nounPeştele va oferi alimentaţia necesară pentru puii ei.
ماهي غذاي منابسي براي جوجه هاي در حال رشدش به حياب مياد.
-
مرغ
nounTrebuie sa ii invatam pe copii ca puiul nu este o girafa.
واقعا لازم است به بچهها آموزش دهیم که مرغ زرافه نیست.
-
توله
nounDacă are ocazia un mascul va ucide puii.
اين شانس را به يک خرس بزرگ نر مي دهد که توله ها را بکشد.
-
ترجمه های کمتر
- ماک
- مرغ خانگی
- کریشک
- کُره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pui " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pui" با ترجمه به فارسی
-
نشلیدن · نهادن · هشتن · گذاشتن
-
چرت
-
بچه گرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن