ترجمه "pune" به فارسی

گذاشتن, نشلیدن, نهادن بهترین ترجمه های "pune" به فارسی هستند.

pune verb دستور زبان

a (se) așeza; a instala, a plasa într-un loc

+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گذاشتن

    verb

    Si unul din lucrurile simple pe care le putem face este sa punem pauza inainte de pranz.

    و یکی از کارهای سادهای که ما میتوانیم انجام دهیم گذاشتنِ زنگِ تفریح قبل از نهار است.

  • نشلیدن

    verb
  • نهادن

    Verb verb

    Limbajul nu înseamnă nişte cuvinte puse la un loc.

    زبان در کنار هم نهادن یک یا دو یا سه کلمه در کنار یکدیگر نیست.

  • هشتن

    Verb verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pune " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pune" با ترجمه به فارسی

  • pui
    توله · جوجه · ماک · مرغ · مرغ خانگی · کریشک · کُره
  • چرت
  • بچه گرگ
  • pui
    توله · جوجه · ماک · مرغ · مرغ خانگی · کریشک · کُره
اضافه کردن

ترجمه های "pune" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه