ترجمه "resentiment" به فارسی
خشم, رنجش بهترین ترجمه های "resentiment" به فارسی هستند.
resentiment
noun
Noun
neuter
دستور زبان
antipatie
-
خشم
nounPe atunci, nu puteai reîncarna pentru că mirosea a resentimente
برگرد ، تو نميتوني تجلي پيدا کني چون بوي خشم ميدي.
-
رنجش
nounNutrim resentimente faţă de persoana care ne-a oferit sfatul?
وقتی به چنین مواردی در گذشته میاندیشیم، آیا از کسی که به ما پند داد، احساس رنجش میکنیم؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " resentiment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن