ترجمه "violoncel" به فارسی
ویلونسل, ویولنسل, ویلونسل بهترین ترجمه های "violoncel" به فارسی هستند.
violoncel
noun
neuter
دستور زبان
instrument muzical
-
ویلونسل
-
ویولنسل
nounUn dirijor a constatat că diverse partituri muzicale pe care le repeta îi erau neobişnuit de cunoscute, îndeosebi partea pentru violoncel.
یک رهبر موسیقی دریافت، قطعههای گوناگونی را که تمرین میکرد، به خصوص قطعهٔ ویولنسل به طور عجیبی آشنا به نظر میرسید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " violoncel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Violoncel
-
ویلونسل
دومین ساز خانواده زهی از نظر بمی و بزرگی
تصاویر با "violoncel"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن