ترجمه "virgin" به فارسی

دوشیزه, باکره, دست نخورده بهترین ترجمه های "virgin" به فارسی هستند.

virgin adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوشیزه

    noun
  • باکره

    noun

    Regina virgină e sedată și apoi inseminată artificial folosind acest instrument de precizie.

    ملکه باکره را بی حس کردند و سپس لقاح مصنوعی با استفاده از دستگاه انجام دادند.

  • دست نخورده

    adjective

    Tu ai singura virgină care a mai rămas aici.

    تو تنها دست نخورده رو داري

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " virgin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "virgin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "virgin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه