ترجمه "Bankomat" به فارسی
خودپرداز, عابر بانک بهترین ترجمه های "Bankomat" به فارسی هستند.
Bankomat
-
خودپرداز
Prijatelj je spremenil zapis časa na kameri bankomata.
حمله به خاک ما رو ریخته باشه آدمم تونست دوربین خودپرداز رو هک کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bankomat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bankomat
-
عابر بانک
nounPregledala bo posnetke bankomata, jaz pa bom poskusila izslediti tetovažo.
قرار شد وقتي مشغول پيدا کردم خالکوبي باشم ، دوربين هاي نظارتي عابر بانک رو چک کنه.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن