ترجمه "banka" به فارسی
بانک, bank, بانک بهترین ترجمه های "banka" به فارسی هستند.
banka
دستور زبان
-
بانک
nounKo je oropal največjo banko svojega življenja, so mu policaji sledili.
بعد از بزرگترين دزديش در يه بانک ، پليس ها دنبالش افتادند.
-
bank
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " banka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Banka
-
بانک
nounبانک
Banka ne bi nikoli zahtevala tega preko elektronske pošte.
و بانک هيچ وقت اطلاعات به اين مهمي رو از طريق ايميل درخواست نميکنه.
عباراتی شبیه به "banka" با ترجمه به فارسی
-
بانک استان · بانک دولتی
-
بانک
-
بانک مرکزی
-
بانک مرکزی
-
بانک جهانی
-
بانک مرکزی اروپا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن