ترجمه "balon" به فارسی

بادکنک, بالون, بادکنک بهترین ترجمه های "balon" به فارسی هستند.

balon
+ اضافه کردن

اسلوونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بادکنک

    noun

    Moj brat si je zaželel rdeč balon in jaz sem si zaželel rožnatega.

    برادرم یک بادکنک قرمز خواست، و من یک بادکنک صورتی.

  • بالون

    noun

    Ko udariš s tem, se tarča napihne kot balon.

    بمحض برخورد با اين ، هدفت مثل بالون پف ميکنه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " balon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Balon
+ اضافه کردن

اسلوونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بادکنک

    noun

    Balone kupuje za Burtov rojstni dan.

    اون رفته بيرون تا واسه جشن تولد آقاي بورت بادکنک بخره

تصاویر با "balon"

اضافه کردن

ترجمه های "balon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه