ترجمه "bebec" به فارسی

ابله, حوله داغ, دیر کار بهترین ترجمه های "bebec" به فارسی هستند.

bebec
+ اضافه کردن

اسلوونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابله

    noun

    Na staro Bok Soon z njeno ubogo hrbtenico in dvema bebcema.

    بوکسون بچه ها رو با کمردردش بزرگ می کنه ، و اون دو تا ابله

  • حوله داغ

    noun
  • دیر کار

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bebec " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bebec" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه