ترجمه "bedak" به فارسی
احمق, ابله, خنگ بهترین ترجمه های "bedak" به فارسی هستند.
bedak
دستور زبان
-
احمق
nounOn pa je bil bedak glede Jane in glede veliko drugih stvari.
فکر ميکردم اون نسبت به جين احمق بوده نسبت به خيلي چيزاي ديگه.
-
ابله
nounMoj razum mi pravi, da je hribovec in bedak.
مغز خردگراي من مي دونه که اون دَرِ دهاتيه و ابله
-
خنگ
adjective nounKot sem vedel, da boš igral bedaka.
همونطور که پيش بيني ميکردم شماها خنگ بازي در ميارين
-
ترجمه های کمتر
- بلید
- بی کله
- حوله داغ
- دیر کار
- دیوانه
- زود باور
- ساده لوح
- فاخته
- فریب خورده
- لاک پشت دریایی
- لوده
- مرغ نوروزی
- کنده
- گول
- یک جور بازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bedak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن