ترجمه "brizga" به فارسی
سرنگ ترجمه "brizga" به فارسی است.
brizga
-
سرنگ
noun– Irwin, prinesi brizgo.
" آروين " ، يه سرنگ بده بهم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brizga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "brizga" با ترجمه به فارسی
-
ترشح · جهش · فوران · مهر سیاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن