ترجمه "brki" به فارسی
بروت, سبيل, سبیل بهترین ترجمه های "brki" به فارسی هستند.
brki
دستور زبان
-
بروت
noun -
سبيل
Boter je pred dvema tednoma objavil tekmovanje v puščanju brkov.
پدرخوانده دو هفته پيش به ما گفت لشکري که سبيل داره جريمه بشه.
-
سبیل
nounMoral sem si pustiti brke, da so me ljudje sploh prepoznali.
خودم منم مجبور شدم سبیل بذارم تا مردم منو بشناسند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brki " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "brki"
عباراتی شبیه به "brki" با ترجمه به فارسی
-
نمودار جعبهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن