ترجمه "bolnica" به فارسی

بیمارستان, بیمارستان بهترین ترجمه های "bolnica" به فارسی هستند.

bolnica
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمارستان

    noun

    Konačno je stupio u kontakt s jednim višim savetnikom iz lokalne bolnice.

    پس از مدتی، شخصی با پزشک ارشد بیمارستان منطقه در این باره صحبت کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bolnica " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

болница
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمارستان

    noun

    محلی برای درمان و نگهداری بیماران

    Када се провера високог крвног притиска проширила са клиника и болница

    وقتیکه در دهه ۶۰ و ۷۰، کنترل فشار خون از کلینیک و بیمارستان

اضافه کردن

ترجمه های "bolnica" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه