ترجمه "prsa" به فارسی

سینه, قفسه سینه, سینه بهترین ترجمه های "prsa" به فارسی هستند.

prsa
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • سینه

    noun

    Biju se u prsa za uspomenom na lepe njive!, i na rodne vinograde.

    برای مزرعههای دلپسند و موهای بارور سینه خواهند زد.

  • قفسه سینه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prsa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

прса
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • سینه

    noun
  • قفسه سینه

    noun

عباراتی شبیه به "prsa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "prsa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه