ترجمه "Check" به فارسی

چک, چک, چك بهترین ترجمه های "Check" به فارسی هستند.

Check
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • چک

    noun proper

    Checka in för att se hur det går i Bosnien.

    دارم چک ميکنم که داره تو بوسني چطوري پيش ميره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Check " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

check noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • چک

    noun

    Tog all kraft han hade bara att skriva ut checken.

    از تمام قدرتش استفاده کرده تا اين چک رو بنويسه.

  • چك

    Jag checkade in för tio minuter sen.

    خب ، من همين ده دقيقه پيش خودم چك كردم.

  • برات

    noun

    Det är han som checkat in dig på the Discount Inn.

    همونيه که برات توي هتل ديسکانت يه اتاق اجاره کرده

  • ترجمه های کمتر

    • حواله
    • بررسی

تصاویر با "Check"

عباراتی شبیه به "Check" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Check" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه