ترجمه "Fett" به فارسی
چربی, چربی, پیه بهترین ترجمه های "Fett" به فارسی هستند.
Fett
-
چربی
nounJag förklarade för dem att jag har tillräckligt med fett
من برای آنها توضیح میدادم که آنقدر چربی اضافه دارم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fett " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fett
noun
adjective
adverb
neuter
دستور زبان
-
چربی
nounJag förklarade för dem att jag har tillräckligt med fett
من برای آنها توضیح میدادم که آنقدر چربی اضافه دارم
-
پیه
I stället behåller de girigt fettet för egen del.
اما دریغا که در عوض با حرص و آز پیه را برای خود نگاه میدارند.
-
روغن
nounAtt det gnisslande hjulet får fettet?
باید به چرخ خراب روغن زد ؟
تصاویر با "Fett"
عباراتی شبیه به "Fett" با ترجمه به فارسی
-
چربی اشباع
-
چربی اشباع
-
فتا
-
فربه · پررنگ · چاق · چرب
-
چربی غیراشباع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن