ترجمه "Spermie" به فارسی

اسپرم, اسپرماتوزئید, اسپرم بهترین ترجمه های "Spermie" به فارسی هستند.

Spermie
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسپرم

    noun

    Spermier, däremot, finns i överflöd och är billiga,

    اسپرم، ازطرف دیگر بسیار فراوان است و ارزان است،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Spermie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

spermie Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسپرماتوزئید

  • اسپرم

    noun

    En forskare tog mammas ägg och pappas spermie för att få rätt gener.

    يه دانشمند تخمك مادرم رو با اسپرم پدرم مخلوط كرده تا يه تركيب ژني خاص به وجود بياره

تصاویر با "Spermie"

اضافه کردن

ترجمه های "Spermie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه