ترجمه "bandage" به فارسی
بانداژ ترجمه "bandage" به فارسی است.
bandage
noun
neuter
دستور زبان
-
بانداژ
nounMen vi vet inte säkert förrän vi tar av bandagen.
اما تا وقتی که این بانداژ هارو باز نکنیم نمی تونیم مطمین بشیم!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bandage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bandage"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن