ترجمه "band" به فارسی
جلد, تسمه, نوار بهترین ترجمه های "band" به فارسی هستند.
band
noun
verb
neuter
دستور زبان
-
جلد
nounUngdomar frågar, band 2, kan med fördel användas under den andliga familjekvällen.
کتاب «پرسشهای جوانان» جلد دوّم میتواند ابزاری مناسب برای پرستش و مطالعهٔ خانوادگی شما باشد.
-
تسمه
nounVi band fast hans huvud på en åsna så att den tog det tillbaka till byn.
سرش رو با يه تسمه به الاغ بستيم تا بتونه برش گردونه به روستاش
-
نوار
nounJag har hört mig själv på band, och jag låter inte så.
خب ، تو نوار صداي خودمُ شنيدم ، و اصلاً اين شكلي نيستم.
-
ترجمه های کمتر
- بند
- روبان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " band " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Band
Band (transport)
-
روبان
De här banden tjänade inget syfte förrän just nu.
ميبيني اين روبان ها ديگه به درد من نميخوردند تا اين لحظه
تصاویر با "band"
عباراتی شبیه به "band" با ترجمه به فارسی
-
الزامآور
-
روبان صورتی
-
نوار موبیوس
-
قاب شیء مورد نظر
-
کنترل محدوده
-
بندر سری بگاوان
-
بندر عباس
-
gereh zadan · الصاق کردن · مرتبط سازی · کنترل کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن