ترجمه "binda" به فارسی
gereh zadan, الصاق کردن, مرتبط سازی بهترین ترجمه های "binda" به فارسی هستند.
binda
verb
noun
common
w
دستور زبان
knyta ihop [..]
-
gereh zadan
-
الصاق کردن
verb -
مرتبط سازی
-
کنترل کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " binda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "binda"
عباراتی شبیه به "binda" با ترجمه به فارسی
-
الزامآور
-
روبان
-
نوار موبیوس
-
قاب شیء مورد نظر
-
کنترل محدوده
-
بند · تسمه · جلد · روبان · نوار
-
قفل جزر و مدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن