ترجمه "bo" به فارسی

لانه, ماندن, زندگی کردن بهترین ترجمه های "bo" به فارسی هستند.

bo verb noun neuter دستور زبان

plats för djur

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • لانه

    noun

    Hälften av lakanet finns säkert i deras bo.

    نصف اين ملافه بايد براي تو دوزي لانه هاشون بكار رفته باشه

  • ماندن

    verb
  • زندگی کردن

    verb

    Våra förfäder har bott här och lämnat den åt oss.

    اجداد ما اینجا زندگی کردن ازش مراقبت کردن و برای ما به ارث گذاشتن

  • آشیانه

    noun

    för att fiska upp termiter från deras bo under marken.

    و از اونها برای گرفتن موریانهها که در آشیانه زیرین قرار داشتند استفاده میکنه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bo proper
+ اضافه کردن

"Bo" در فرهنگ لغت سوئدی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

BO
+ اضافه کردن

"BO" در فرهنگ لغت سوئدی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای BO در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bo"

عباراتی شبیه به "bo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه