ترجمه "bor" به فارسی
بور ترجمه "bor" به فارسی است.
bor
noun
verb
neuter
دستور زبان
-
بور
nounیکی از عنصرهای جدول تناوبی عنصرها
Ett överskott av bor ger färg.
وجود عنصر بور ، اين رنگ رو توليد کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bor
Bor (mytologi)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bor" در فرهنگ لغت سوئدی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bor در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "bor"
عباراتی شبیه به "bor" با ترجمه به فارسی
-
ی
-
کجا زندگی میکنید
-
سکنیٰ · سکونت
-
در ملبورن زندگی میکنم
-
آشیانه · زندگی کردن · لانه · ماندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن