ترجمه "buske" به فارسی
بوته, درختچه, گلبن بهترین ترجمه های "buske" به فارسی هستند.
buske
noun
common
w
دستور زبان
-
بوته
nounMan fick leta i buskarna eller sno en ur farsans gömma.
مجبور بودم زیر بوته های کنار بزرگراه رو بگردم و وسایل بابام رو بگردم
-
درختچه
nounSe, vilka besynnerliga buskar.
دوشس ، يک مقدار درختچه ي خيلي کنجکاو کننده اون بالا هست
-
گلبن
noun -
بوته توت فرنگی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buske " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Buske
-
درختچه
Se, vilka besynnerliga buskar.
دوشس ، يک مقدار درختچه ي خيلي کنجکاو کننده اون بالا هست
تصاویر با "buske"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن