ترجمه "del" به فارسی

پاره, بخش, جزء بهترین ترجمه های "del" به فارسی هستند.

del noun common w دستور زبان

mindre bit i större helhet [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاره

    noun

    I figurativ betydelse, en viss mängd som ingår i en större helhet.

    Jag hittade en del av hans förflutna och gav det till honom.

    پاره اي از گذشته ش رو پيدا کردم و بهش پس دادم.

  • بخش

    noun

    Det är nog en del av Tommys plan för framtiden.

    اين همه اش بخشي از نقشه آينده تامي هست.

  • جزء

    noun

    Men jag och Buddy kan inte vara en del av det.

    ولي من و بادي نميتونيم جزئي از اون زندگي باشيم.

  • ترجمه های کمتر

    • قطعه
    • برچسب
    • بر چسب زدن
    • برچسب زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " del " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "del"

عباراتی شبیه به "del" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "del" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه