ترجمه "dela" به فارسی
شکافتن, بشکلیدن, سهم بهترین ترجمه های "dela" به فارسی هستند.
dela
verb
دستور زبان
dividera [..]
-
شکافتن
verben man som delade Röda havet?
مردی که خدا در شکافتن دریای سرخ از او استفاده کرد؟
-
بشکلیدن
-
سهم
nounOch erbjuda dig en stor del av den.
و بهت یه سهم خوب از اون رو پیشنهاد بدم.
-
ترجمه های کمتر
- اشتراک گذاری
- شریک شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dela " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dela"
عباراتی شبیه به "dela" با ترجمه به فارسی
-
آلساندرو دلپیرو
-
پدرخوانده: قسمت دوم
-
بسیار · خیلی زیاد · زیاد · مقدار زیاد
-
قطعه
-
قسمت
-
اطلاعات آدرس مشترک
-
کتاب کار مشترک
-
بخش · بر چسب زدن · برچسب · برچسب زدن · جزء · قطعه · پاره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن