ترجمه "delta" به فارسی

دلتا, شریک, شرکت کردن بهترین ترجمه های "delta" به فارسی هستند.

delta verb noun neuter دستور زبان

bokstav [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلتا

    Jag ska gå runt bakom, leta efter det delta-teamet.

    میخوام برم این اطراف یه نکاهی به تیم دلتا بندازم

  • شریک

    noun

    Men jag insåg att jag deltog mentalt.’”

    بعدها پی بردم که ندانسته در ذهنم با آنها در کارهایشان شریک بودم.› »

  • شرکت کردن

    verb

    Du kan också delat i fototävlingen genom att klicka här och delta i rörelsen.

    شما همینطور میتوانید در مسابقه عکاسی در اینجا شرکت کرده و صدای خود را به این جنبش بیافزایید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " delta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Delta

Delta, Nigeria

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلتا

    Delta Force skulle klara uppdraget på 53 sekunder.

    گروه " دلتا " يه ماموريت مثل اين رو توي حدود 53 ثانيه انجام ميده.

عباراتی شبیه به "delta" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "delta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه