ترجمه "deltaga" به فارسی
شریک, شرکت کردن بهترین ترجمه های "deltaga" به فارسی هستند.
deltaga
Verb
verb
دستور زبان
-
شریک
nounMen jag insåg att jag deltog mentalt.’”
بعدها پی بردم که ندانسته در ذهنم با آنها در کارهایشان شریک بودم.› »
-
شرکت کردن
verbDu kan också delat i fototävlingen genom att klicka här och delta i rörelsen.
شما همینطور میتوانید در مسابقه عکاسی در اینجا شرکت کرده و صدای خود را به این جنبش بیافزایید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deltaga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deltaga" با ترجمه به فارسی
-
دلتا گودرم
-
دلتا · شرکت کردن · شریک
-
دلتا
-
دلتا ایرلاینز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن