ترجمه "domare" به فارسی

قاضی, داور, دادرس بهترین ترجمه های "domare" به فارسی هستند.

domare noun common w دستور زبان

i domstol [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • قاضی

    noun

    Diplomatiska påtryckningar övertygade domaren att ge honom borgen.

    فشار دیپلماتیکی قاضی را مجبور به گذاشتن وثیقه برای آزادی او کرد.

  • داور

    noun

    Det låter som när ett förlorande lag klagar på domaren.

    چون مثل اين ميمونه تيم بازنده براي داور داره کشف جرم ميکنه

  • دادرس

    noun

    Morfadern var domare, en äldre man.

    پدربزرگش یک دادرس بود، مردی مسن.

  • ترجمه های کمتر

    • دادور
    • داور مسابقات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " domare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "domare" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "domare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه