ترجمه "domstol" به فارسی

محکمه, دادگاه, دادگاه محکمه بهترین ترجمه های "domstol" به فارسی هستند.

domstol noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • محکمه

    Inget som håller i domstol.

    که محکمه پسند باشه.

  • دادگاه

    noun

    I teorin skulle det vara min plikt som tjänsteman vid domstolen.

    از لحاظ تئوری ، بعنوان یه مامور توی دادگاه ، وظیفه م بود.

  • دادگاه محکمه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " domstol " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "domstol" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "domstol" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه