ترجمه "dra" به فارسی
کشیدن, keshidan بهترین ترجمه های "dra" به فارسی هستند.
dra
interjection
verb
دستور زبان
förflytta [..]
-
کشیدن
verbOm man drar sitt svärd inför kungen straffas man med döden.
مجازات شمشیر کشیدن در حضور پادشاه ، مرگه
-
keshidan
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dra"
عباراتی شبیه به "dra" با ترجمه به فارسی
-
به تعویق انداختن
-
دارو · داروی خام
-
کوک کرد
-
خاصیت · خصلت · خصیصه · صفت · ویژگی
-
دارو
-
بیرون آمدگی · کشیدن
-
به تعویق انداختن
-
سود بردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن