ترجمه "drag" به فارسی
ویژگی, خصلت, صفت بهترین ترجمه های "drag" به فارسی هستند.
drag
noun
verb
neuter
دستور زبان
-
ویژگی
nounArrogans kanske inte enbart är ett amerikanskt drag men jag tycker du gör det bättre än någon annan.
تکبر شاید یکی از ویژگی های منحصربفرد آمریکایی ها نباشه
-
خصلت
noun -
صفت
nounFör dom vill inte dra till sig någon uppmärksamhet.
چون اين گربه صفت ها اصلا دوست ندارن که توجه کسي رو خودِشون جلب کنن.
-
ترجمه های کمتر
- خاصیت
- خصیصه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drag " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "drag"
عباراتی شبیه به "drag" با ترجمه به فارسی
-
به تعویق انداختن
-
دارو · داروی خام
-
کوک کرد
-
دارو
-
بیرون آمدگی · کشیدن
-
به تعویق انداختن
-
keshidan · کشیدن
-
سود بردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن