ترجمه "fastland" به فارسی
خشکی, توده خاکی بهترین ترجمه های "fastland" به فارسی هستند.
fastland
Noun
دستور زبان
-
خشکی
nounVi vet att vår planet, med dess fastland och vidsträckta oceaner, inte kan sjunga.
ما میدانیم که سیارهٔ ما—خشکی و دریا—قادر به سراییدن نیست.
-
توده خاکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fastland " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن