ترجمه "fastna" به فارسی

گیر ترجمه "fastna" به فارسی است.

fastna verb دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • گیر

    noun

    När jag fastnade sådär, så brukade jag gå ut och cykla.

    خب وقتی من تو همچین چیزهایی گیر میکردم ، میرفت دوچرخه سواری میکردم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fastna " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fastna" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fastna" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه