ترجمه "fingeravtryck" به فارسی
اثر انگشت, اثر انگشت بهترین ترجمه های "fingeravtryck" به فارسی هستند.
fingeravtryck
noun
neuter
دستور زبان
-
اثر انگشت
Jag vill inte att du åker dit med mina fingeravtryck över hela dig.
نمیتونم اجازه بدم دستگیر بشی اونم وقتی اثر انگشت من روته.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fingeravtryck " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fingeravtryck
-
اثر انگشت
Fingeravtrycken från knarklangaren gav resultat.
ما يه اثر انگشت از اون دلال هاي مواد ميخوايم
تصاویر با "fingeravtryck"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن