ترجمه "fingerborg" به فارسی
انگشتانه, انگشتانه بهترین ترجمه های "fingerborg" به فارسی هستند.
fingerborg
noun
common
دستور زبان
-
انگشتانه
nounJag vill inte ha din fingerborg.
من اين انگشتانه ی احمقانه ات رو نميخوام.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fingerborg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fingerborg
-
انگشتانه
Jag vill inte ha din fingerborg.
من اين انگشتانه ی احمقانه ات رو نميخوام.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن