ترجمه "finnas" به فارسی
است, بودن, هست بهترین ترجمه های "finnas" به فارسی هستند.
finnas
verb
دستور زبان
existera
-
است
verb nounJag varnade er det skulle finnas konsekvenser om du försökte något.
بهت هشدار داده بودم که اگه بخواي کاري بکني عواقبي هم دنبالش هست.
-
بودن
verbJag såg att det inte fanns någon anledning för min bekymran och gick.
من هيچ دليلي براي دلواپس بودن نديدم و رفتم.
-
هست
verbDet finns många ord för att beskriva dig.
کلمات بسيار زيادي هست که ميتونم براي تعريف تو استفاده کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " finnas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "finnas" با ترجمه به فارسی
-
آکنه · جوش · دمل
-
نمایاندن · پیدا کردن · یافتن
-
بودن
-
صفحه نقد شده
-
نوت بوک
-
ماجراهای هاکلبری فین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن