ترجمه "fri" به فارسی

آزاد, رایگان, رها بهترین ترجمه های "fri" به فارسی هستند.

fri adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزاد

    adjective

    För att du måste vara fri för att gifta dig med en av oss.

    چون برای اینکه بتونی با یکی از ما ازدواج کنی ، باید آزاد باشی.

  • رایگان

    adjective

    Nå, om du inte vill ha fria drinkar och kanske få träffa de andra kämparna?

    آره مگه اینکه نوشیدنی رایگان نخوای. و یه شانس برای دیدن مبارزهای دیگه.

  • رها

    adjective

    Deras familjer är nu fria från ekonomiska svårigheter.

    خانواده هاشون ناگهانی از زیر فشار مالی رها شدن.

  • ترجمه های کمتر

    • مفت
    • مجانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fri " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fri" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fri" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه