ترجمه "hotande" به فارسی
قریبالوقوع, خطرناک, زودآينده بهترین ترجمه های "hotande" به فارسی هستند.
hotande
verb
-
قریبالوقوع
Vår uppgift liknar den som en väktare har. Hans uppgift är att varna när han ser att fara hotar.
این وظیفه مانند مسئولیت دیدهبانی است که با دیدن خطری قریبالوقوع شیپور خطر را به صدا در میآورد.
-
خطرناک
adjectiveRomeo, krossade han även om det inte var ett hot.
" رومئو " ، با اينکه هنوز خطرناک نشده بود اما تمومش کرد.
-
زودآينده
-
ترجمه های کمتر
- روى دهنده
- قريب الوقوع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hotande " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hotande" با ترجمه به فارسی
-
تهدید
-
مخاطره
-
تجاوز · تعدید · تهدید · یورش · یورش؛ تجاوز
-
گونه در معرض انقراض
-
گونه در نزدیکی تهدید
-
زبان درخطر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن