ترجمه "kan" به فارسی
شاید, توانستن, تَوانِستَن بهترین ترجمه های "kan" به فارسی هستند.
kan
verb
-
شاید
verbSjälar förgås, men nu kan de bli nådda.
افراد در حال هلاک شدن هستند شاید حالا وقت آن رسیده که پیام رو بشنوند.
-
توانستن
verbså kunde dom fånga dessa fina bilder
اونها توانستن این اثر بزرگ را ببینند و
-
تَوانِستَن
-
شایَد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kan" با ترجمه به فارسی
-
کانا
-
امکان داشتن · بلد بودن · توانستن · تَوانِستَن · دانستن · قادر بودن
-
احتمال
-
پرندگان اقیانوس کوچک است که می تواند آواز خواندن است
-
کانا
-
مامی توانیم یه راه حل برای همدیگر پیدا کنیم
-
مننمی توانم از این تصور که ماشین قدمی است عبور کنم.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن