ترجمه "kika" به فارسی

دیدَن, نگریستن, نگاه کردن بهترین ترجمه های "kika" به فارسی هستند.

kika verb دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیدَن

  • نگریستن

    verb
  • نگاه کردن

    verb

    Jag har kikat in i ditt hjärta och vet vad det innehåller.

    با دقت توي قلبشو نگاه کردم و ميدونم تو قلبش چيا ميگذره.

  • ترجمه های کمتر

    • تابیدن
    • درخشیدن
    • برانداز کردن
    • زیرچشمی نگاه کردن
    • نگاه دزدانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kika " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kika" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه