ترجمه "kikare" به فارسی

دوربین, دوربین دوچشمی, دوربین دوچشمی بهترین ترجمه های "kikare" به فارسی هستند.

kikare noun common w دستور زبان

halv=

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوربین

    noun

    Hon glömde sin kikare i kapelltältet.

    دوربین دو چشمیش رو تو چوب لباسی چادر کلیسا جا گذاشته

  • دوربین دوچشمی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kikare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kikare
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوربین دوچشمی

تصاویر با "kikare"

عباراتی شبیه به "kikare" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kikare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه