ترجمه "koppel" به فارسی
قلاده, کمند, قلاده بهترین ترجمه های "koppel" به فارسی هستند.
koppel
noun
neuter
دستور زبان
-
قلاده
Jag erkänner att glimten av ett koppel gjorde mig uppspelt,
قبول دارم که منظره قلاده منو هیجانزده می کرد،
-
کمند
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " koppel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Koppel
-
قلاده
Jag erkänner att glimten av ett koppel gjorde mig uppspelt,
قبول دارم که منظره قلاده منو هیجانزده می کرد،
-
ریلبست
تصاویر با "koppel"
عباراتی شبیه به "koppel" با ترجمه به فارسی
-
پیوستن · پیوند
-
ادغام نامه
-
قطع ارتباط
-
اتصال خودکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن