ترجمه "led" به فارسی

مفصل, mfṣl, مالرو بهترین ترجمه های "led" به فارسی هستند.

led adjective noun verb common neuter w دستور زبان

individer på rad [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • مفصل

    noun

    Han får inte röra leden i två till tre veckor.

    دو سه روزي نبايد مفصل دستش رو تکون بده

  • mfṣl

  • مالرو

  • غضب

    Det ledde till att de blev föremål för olika regeringars vrede på båda sidor i kriget som varade i sex år.

    این موضوع به مدت شش سال غضب دولتهای درگیر جنگ را نسبت به ایشان برانگیخت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " led " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Led
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • مفصل

    Han får inte röra leden i två till tre veckor.

    دو سه روزي نبايد مفصل دستش رو تکون بده

تصاویر با "led"

عباراتی شبیه به "led" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "led" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه