ترجمه "leda" به فارسی
یکنواختی, رایانیدن, ملالت بهترین ترجمه های "leda" به فارسی هستند.
leda
verb
noun
adjective
common
دستور زبان
-
یکنواختی
noun -
رایانیدن
-
ملالت
noun
-
ترجمه های کمتر
- اداره کردن
- نظارت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "leda"
عباراتی شبیه به "leda" با ترجمه به فارسی
-
اقتدار
-
سرور
-
رهبری سازمان
-
لد زپلین
-
مفصل
-
mfṣl · غضب · مالرو · مفصل
-
رسانای الکتریکی
-
حاکم · حکمران · خط راهنما · رسانای · رهبر · رهبری سازمان · سالار · سر · لیدر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن