ترجمه "levande" به فارسی
زنده, جاندار بهترین ترجمه های "levande" به فارسی هستند.
levande
adjective
دستور زبان
-
زنده
adjectiveOch efter sju veckor till sjöss är hon glad att hon lever.
و وقتي که هفت هفته در دريا گذشت. صرفا سپاسگزارمون خواهد بود که زنده است.
-
جاندار
adjective noun13 Den sanne Guden skapade alla levande varelser på jorden, också människan.
۱۳ خدای حقیقی سازندهٔ همهٔ موجودات جاندار این کرهٔ خاکی منجمله انسانهاست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " levande " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "levande" با ترجمه به فارسی
-
قصر متحرک هاول
-
جگرى
-
لئون تروتسکی
-
جگر · کبد
-
لئو لانداو
-
لو کامنف
-
گروهی از موجودات زنده
-
شمع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن