ترجمه "prat" به فارسی
صحبت, گفت و گو, دروغ بهترین ترجمه های "prat" به فارسی هستند.
prat
noun
neuter
دستور زبان
Ett påstående i strid med sanning, framlagt för att luras.
-
صحبت
nounHon började prata med hunden.
او شروع به صحبت کردن با سگ کرد.
-
گفت و گو
nounIdag har jag haft tillfälle att prata med Nick Brody.
امروز وقت شد که با " نيک برودي " گفت و گو کنم.
-
دروغ
nounEtt påstående i strid med sanning, framlagt för att luras.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prat" با ترجمه به فارسی
-
حرف زدن · سخن گفتن · صحبت کردن · گپيدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن