ترجمه "prata" به فارسی

حرف زدن, صحبت کردن, گپيدن بهترین ترجمه های "prata" به فارسی هستند.

prata verb دستور زبان

producera ljud av ord [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • حرف زدن

    verb

    Hon är genomblöt, men sätter ändå igång sitt prat om de lokala valen.

    اون خيس آبه اما شروع به حرف زدن درباره انتخابات شهري ميکنه.

  • صحبت کردن

    verb

    Hon började prata med hunden.

    او شروع به صحبت کردن با سگ کرد.

  • گپيدن

    verb
  • سخن گفتن

    verb

    De pratar om fiendedemonerna som anfaller om natten.

    درمورد دشمن سخن گفتن ، شياطيني که شباهنگام حمله مي کنن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prata " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "prata"

عباراتی شبیه به "prata" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "prata" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه