ترجمه "processor" به فارسی

پردازشگر, واحد پردازش مرکزی, پردازشگر مرکزی بهترین ترجمه های "processor" به فارسی هستند.

processor
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • پردازشگر

    Min CPU är en neural-net processor, en lärande dator.

    پردازشگر من از نوع يک پردازشگر با تارهاي عصبييه يه کامپيوتر علمي پيشرفته

  • واحد پردازش مرکزی

    Välj uppdateringstakt. Ju högre takt, desto mer beräkningskapacitet (processor) krävs

    سرعت بازآوری را برگزینید. هر چه این سرعت بیشتر باشد ، توان محاسبۀ) واحد پردازش مرکزی (بیشتری مورد نیاز است

  • پردازشگر مرکزی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " processor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "processor"

اضافه کردن

ترجمه های "processor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه