ترجمه "provins" به فارسی
استان, ولایت, استان بهترین ترجمه های "provins" به فارسی هستند.
provins
noun
common
دستور زبان
-
استان
nounHändelsen är den senaste i en serie attacker riktade mot flickskolor i provinsen.
این حادثه، جدیدترین حمله از سری از چنین حملاتی علیه مدارس دخترانه در این استان بوده است.
-
ولایت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " provins " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Provins
-
استان
nounاستان یکی از تقسیمات کشوری
Händelsen är den senaste i en serie attacker riktade mot flickskolor i provinsen.
این حادثه، جدیدترین حمله از سری از چنین حملاتی علیه مدارس دخترانه در این استان بوده است.
عباراتی شبیه به "provins" با ترجمه به فارسی
-
استانهای اسپانیا
-
استانهای ترکیه
-
فهرست ناحیههای ایتالیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن