ترجمه "prova" به فارسی

آزمودن, سعیکردن, پژوهیدن بهترین ترجمه های "prova" به فارسی هستند.

prova verb دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمودن

    verb

    Jesus citerade 5 Moseboken 6:16 och vägrade att sätta sin Fader på prov.

    عیسی با ذکر تثنیه ۶:۱۶ از آزمودن پدر خود امتناع ورزید.

  • سعیکردن

  • پژوهیدن

    Verb verb
  • ترجمه های کمتر

    • چشیدن
    • کوشیدن
    • نمونه گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prova " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prova" با ترجمه به فارسی

  • آزمایش · آزمون · امتحان · تست · نمونه
  • آزمون
اضافه کردن

ترجمه های "prova" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه